شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
349
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
" ذكر جلوس هوشنگ بن سيامك بن كيومرث و پادشاهى او " ( * 1 ) - اهبّت : به ضم اول ، ساز و برگ . ( * 2 ) - ملاذ : پناهگاه ، جاى پناه . ( * 3 ) - اذا ظلمات الرّاى . . . : هرگاه ظلمتهاى انديشه ، جامهاش را فروافكند ، در آن ( ظلمت انديشه ) فجر آن طلوع مىكند و انديشه تجلى مىكند ، براى پراكندن و انتشار بزرگواريها خيلى عجول است هرچند در آن بزرگواريها كارهاى سخت و باعظمت باشد . خطوب : جمع الخطب : حال ، شأن ، كار سخت ، گرفتارى ، پيشآمد ناگوار " المّ به خطب : مصيبتى به او رسيد ( الرائد ) . ( * 4 ) - كانّ النّازلين به . . . : گويى نازل شوندگان بر او حجگزارانى هستند كه شترانشان را در ميان احسان و جود خواباندهاند . واردشوندگان را بىنياز مىكند و از ستايش آنان بهرهمند مىشود ، چقدر گرامى است آن كسى كه هم سود مىبرد و هم سود مىرساند . در مصراع اول بيت دوم لف و نشر مرتب هست : يفيد غنى : از ثروت و بىنيازى بهره مىبخشد . و يستفيد حمدا : بهرهء سپاس و ستايش مىبرد . ( * 5 ) - نضرت : تازگى و شادابى و خرمى . ( * 6 ) - فتى مطلق الكفّين . . . : جوانمردى است كه دستان او در بخشش و احسان باز است . ، در بلاها فريادرس است و از فقر پناه است ( به او پناه مىبرند ) . او پادشاهى است كه همهء نيازها از او خواسته مىشود . در خشكىها و سختيهاى روزگار ، بخشندهتر از قطرات باران است . اگر با دست خود چوب خشكى را لمس كند ( آن چوب ) به آنچه كه در برگ سبز بود برمىگردد ( تر و تازه مىشود ) .